مدح و شهادت حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام
تـمـام دشـت پُـر از ردّ پـای دریـا شد صدای علقمه آمد، گل از گلش وا شد فرات دست به سیـنه بـلـند شد از جـا فـرات خـیـره بـه قـد بـلـنـد سـقـا شـد چقدر موج به لبهای او تعارف کرد و سر گذاشت به پایش، پُر از تمنّا شد چکید قطرۀ اشکش به روی دامن آب هزار موج عـطش در فـرات پیدا شد چه شد که قلب زمان ایستاد آن لحظه ستارههای جهـان اشک آسـمانها شد همین که تیر به نزدیک مشک او آمد دعای عـلـقـمـه یا کاشـف البـلایـا شد شکست پشت تمام جهان شبیه حسین جهان گـرفت و گـمانم معـاد برپا شد حسین اشک خدا بود و روی خاک افتاد نسیم گـریۀ او روضهخـوان دنیـا شد زمان شکستهشکسته به خیمه آمد و گفت: حسـین، داغ بـرادر که دید، تنهـا شد |